السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 41
شرح دعاى سحر ( فارسى )
است و رياست هاى باطل و دست باز و قدرت كامل در شهرها و مسلط شدن بر بندگان خدا خواستهء أو باشد . تو را ز كنگرهء عرش مى زنند صفير ندانمت كه در اين دامگه چه افتاده است ؟ اى خوشا به حال بندهاى كه پروردگارش را به خاطر خود أو عبادت كند و خالص براي أو شده باشد و بجز أو منظورش نباشد و شهوتهاى دنيوى و مقامات اخروى را خريدار نباشد . غلام همت آنم كه زير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است